الشيخ محمد باقر الشريعتي الأصفهاني
30
تحريرى بر اصول فلسفه و روش رئاليسم ( فارسى )
هدف اين بوده كه يك سلسله درسها براى تدبر و تفكر و فهم و الهامگيرى القا كند و انديشهها را تحريك و وادار به شناورى در درياى بيكران معارف الهى نمايد ، يا اينكه هدف اين بوده كه يك سلسله مطالب حلناشدنى و غير قابل هضم را به منظور وادار كردن انديشهها به تسليم و سكوت و قبول كوركورانه عرضه بدارد ؟ مطالب و مسائلى كه از منبع وحى القا مىشود دوگونه است : برخى از آنها يك سلسله دستورالعملهاست كه بايد بدانها عمل شود تا نتيجهاى كه از آنها در نظر است حاصل گردد . چون نماز و روزه گرفتن و رعايت نجاست و طهارت ، امربهمعروف و نهىازمنكر و حج خانه خدا و ترك گناه و اجتناب از غيبت و بدگويى و افشاى معايب مسلمانان و . . . . در اينگونه مسائل درك و معرفت ، تأثير زيادى ندارد . هدف و منظور در اينگونه مسائل عمل و تكليف است نه از نوع معرفت . تعبد و تسليم مربوط به اينگونه مسائل است . « 1 » برخى ديگر از مسايل دينى يك سلسله مسائل نظرى و اعتقادى است مربوط به خداوند وصفات ثبوتيه و سلبيهْ او و عوالم قبل از اين عالم و بعد از اين عالم . در قرآن كريم و كلمات پيشوايان دين ، چه بهصورت حديث و چه بهصورت دعا و ادعيه و چه بهصورت احتجاجات و چه بهصورت خطبه و خطابه ، از اين دست مسائل زياد آورده شده است . مثلًا در نهج البلاغه در حدود چهل بار دربارهء اين مطالب بحث شده است و بعضى از آن بحثها طولانى است يعنى در حدود دو سه صفحه است . در كتاب كافى متجاوز
--> ( 1 ) . اگر انسان به راز اينگونه مسائل پى ببرد ولى بهكار نبندد به نتيجه نمىرسد ، اما اگر تعبداً و بدون آگاهى از رازها و فلسفههاى آنها ، آنها را بهكار بندد اثر مطلوب عايدش مىگردد ، و غالباً راز و فلسفهء اينگونه مسائل از دسترس عقل و انديشهء بشر خارج است . بديهى است كه اگر در اين مسائل ، معرفت و عمل توأم گردد نتيجهء بهترى به دست مىآيد . گرچه به قول معروف معتقد باشد كه من به سرّى كه در اين عمل است ايمان دارم ولى حكمت آن را نمىدانم . .